الشيخ رسول جعفريان

617

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مسلمان شده بود فرماندهى را در دست گرفته و مسلمانان به مدينه بازگشتند . تمام اخبار حكايت از آن دارد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بىاندازه براى جعفر كه پس از پانزده سال تلاش و دورى به تازگى به مدينه آمده بود ، به شدت ناراحت شدند « 1 » و فرمودند : بجاى دستانش كه در اين جنگ از دست داده ، چونان فرشته‌اى در بهشت ، با دو بال پرواز خواهد كرد ، به همين دليل جعفر را ذوالجناحين ناميدند . « 2 » روشن نيست كه چرا در اين جنگ تنها هشت نفر - يا ده نفر - به شهادت رسيده و ديگران راه بازگشت در پيش گرفته به سوى مدينه آمدند . البته اگر آمار مربوط به سپاه دشمن صحيح باشد ، آنان چاره‌اى جز بازگشت نداشته‌اند ، گرچه بايد گفت : اگر در آن روز جنگ تمام عيارى رخ داده و طى آن شكست نصيب مسلمانان شده ، تعداد شهداى مسلمانان بايد بسيار زيادتر باشد . شهادت سه تن از چهره‌هاى برجستهء اسلام داغى سخت بر قلب مسلمانان نهاد ، صحابيان شاعر همچون حسّان و كعب بن مالك ، اشعار فراوانى در ستايش آنان به ويژه جعفر سرودند . « 3 » بعدها نيز كه مسلمانان شام را به تصرف خويش درآوردند ، قبور شهداى موته را آباد كرده و تاكنون به صورت يك زيارتگاه مورد علاقهء مردم آن سامان برجاى مانده است .

--> ( 1 ) . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گريه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را بر جعفر ديد فرمود : گريستن براى جعفر سزاوار است ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 351 ( 2 ) . المبعث و المغازى ، ابان بن عثمان ، ص 94 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، 130 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 350 . ( 3 ) . حسّان از شاعرانى است كه بسيارى از خاطرات صدر اسلام را به زبان شعر بيان كرده است . او بعدهاجانبدار عثمان شد گرچه نمىتوانست اشعار خويش را محو كند و واقع گرايى خود را در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انكار ؛ وى در اشعارى كه دربارهء جعفر گفته اين چنين از بنى هاشم و نقش والاى آنان در برآمدن خورشيد اسلام ياد مىكند ، ( السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 385 - 384 ) : و كنّا نرى فى جعفر من محمد * وفاءً و أمراً حازماً حين يَأمُر فما زال فى الاسلام من آل هاشم * دعائم عزّ لايزلن و مَفْخر هم جبل الاسلام و النّاس حولهم * رضامٌ الى طَوْدٍ يروق و يقهر بهاليل منهم جعفر و ابن امّه * علىّ و منهم احمد المتخيَّر و حمزة و العباس منهم و منهم * عقيل و ماء العود من حيث يُعصَر هم اولياء اللّه انزل حكمَه * عليهم و فيهم ذاالكتاب المطهَّر در بيت سوم موقعيت مردم را همچون سنگهاى متراكم ( رضام ) در كنار كوه ( طَود ) ياد كرده است ، بهاليل نيز جمع بهلول به معناى سيد روشن چهره ، اشعار كعب بن مالك نيز در ستايش بنى هاشم در ادامه آمده ( ابن هشام ، ج 4 ، ص 386 ) : قومٌ بهم عَصَم الاله عباده * و عليهم نزّل الكتاب المنزَّل و بهديهم رضى الاله لخلقه * و بجدِّهم نُصِر النّبى محمد